۵ درس از ۷ ماه جهنمی در استارت آپ

۱۳۹۵-۰۸-۲۱
۰

۵ درس از ۷ ماه جهنمی در استارت آپ

۵ درس از ۷ ماه جهنمی در استارت آپ

تمامی استارت آپ ها بر اساس علایق شخصی و انگیزه های بی اساس ایجاد نشده است اما خیلی از آنها بر همین اساس ایجاد شده است.

“به محض اینکه وارد استارت آپ شوید، هیچوقت از آن خارج نخواهید شد”.این صحبت متعلق به موسس یک استارت آپ جدید و تازه بود .همانطور که ما در حال بررسی غرفه ها در نمایشگاه تجارت بزرگ لاس وگاس بودیم، این سرباز کهنه کار از صنعت فناوری یک تصویر زیبا از سرزمینی همراه با شیر و عسل تحت عنوان استارت آپ را به ما وعده داد.

البته این سرزمین بیشتر شبیه سرزمینی از سیلیکون و نرم افزار بود، اما شما متوجه منظور من شدید.اگر من به این تصویر باور داشته باشم،پس تمامی سهام این شرکت را خواهم خرید و پس از ۴ سال دوره آموزشی البته،برای من و همسر جوانم هیچگاه چیزی وجود نخواهد داشت که توانایی خرید آن را نداشته بایم.خدا کند .

البته معلوم شد که این فرد بیشتر فردی بود که سعی در بازی کلمات و بزرگنمایی کار داشت. منظور من را اشتباه متوجه نشوید: وی یک یکی از مدیرات سابق معروف بود و استارت آپ وی به خوبی توسط شرکتهای سیلیکون Valley VC مورد پشتیبانی قرار گرفته است.وی طور رفتار می کرد گویی که یک شبکه جهنمی از دکمه ها را زیر دستان خودش حس می کرد و تنها کافی بود که یک دکمه را فشار دهد.وی VC ها را به همان قیمت محموله به من فروخت.

۷ ماه پس از اینکه من آن شغل را گرفتم، متوجه شدم که من یک اشتباه وحشتناک مرتکب شدم و در نتیجه از شغلم خارج شدم.در انتها،شرکت بدهی زیادی داشت و VC ها نیز سهم خود را از دست داد.خوشبختانه برای من خوش شانسی قضیه این بود که پیش از اینکه این اتفاق رخ بدهد من به سمت چیزهایی بزرگتر و بهتر نقل مکان کرده بودم.من از این ماجرا پنج داستان بسیار مهم یاد گرفتم که همچنان پس از گذشت یک دهه برای من مفید هستند:

۱٫پول از شما یک پیامبر نمی سازد.

یک چیز مشترکی که موسس و دوست VC موسس در آن با هم تفاهم داشتند یک گذشته موفقیت آمیزی بود که به وسیله پول تایید می شد.به همین علت،همانطور که بعد ها مشخص شد،به همان اندازه ای ارزش داشت که درون برگه پرینت شده ای که به من داده بودند چتپ شده بود. آنها آن را “سرمایه گذاری” می نامیدند به یک دلیل:زیرا یک قلمرو ناشناخته است و تا به حال کسی  با اطمینان خاطر به آن پا نگذاشته است.

۲٫همیشه بین خطوط را بخوانید.

من مجبور شدم که پرسش کردن را یاد بگیرم، من مجبور شدم این قضیه را از موسس و تیم رهبری وی یاد بگیرم وقتی که آنها تمامی مسیر کاری شرکت را بر اساس نردبان ایجاد شده توسط غول های بزرگ صنعت پی می نمودند.آنها هیچ گونه ایده ای در مورد چگونگی ایجاد یک شرکت از پایه و برای کسب و کاری جدید و با یک مدل کسب و کار نداشتند.به همین علت من آموختم که پس از این همواره بسیاری از سوالات چالشی را در این زمینه مطرح کنم و به دنبال پاسخ هایی با جزئیات بسیار کوچک باشم.

  1. کارآفرینی کسب و کاری مخاطره آمیز است.

شما همیشه ضرب المثل هایی مثل “نابرده رنج گنج میسر نشد” و “بدون ریسک هیچ چیزی بدست نمی آید” را شنیده اید در حالیکه آنها درست هستند، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که احتیاط را کنار بگذارید و چشم خود را بر روی ریسک های احتمالی ببندید.زمانی که بحث سرمایه گذاری در زمینه کار آفرینی به میان می آید،هدف شما به حداقل رساندن ریسک سرمایه می باشد در حالیکه بیشترین بازگشت سرمایه نیز وجود داشته باشد نه بالعکس.

  1. هر سکه ای دو رو دارد.

مسلما شکست یک نتیجه ایده آل نیست اما همیشه می توان از شکست هم درس هایی را آموخت.چیزی که اکثر افراد به نظر فراموش می کنند، هر چند که، برای یادگیری این درس ها اغلب باید با این حقیقت تلخ و سرد روبرو شوید که شما خراب کردید.تا زمانی که با جزئیات و به صورت عمقی بررسی نکنید که چه چیزی اشتباه شده است ، پس چیزی هم به عنوان تجربه کسب نخواهید کرد.

  1. به حس ششم خودتان اعتماد کنید.

بزگترین اشتباهی که من کردم این بود که فکر می کردم افراد بزرگ با عناوین بزرگ بیشتر از من می دانستند.مشخص شد که نه آنها نمی دانستند.و من این موضوع را از همکاری با آن مدیر معروف و دوست VP وی که رئسای من بودند متوجه شدم.من درسهایی به شدت موثر را از این داستان آموختم به همین علت در این مورد پشیمانی ندارم، اما این روزها،من به غریزه خودم بیشتر از سایر چیزها گوش می دهم.

من یک چیز دیگر نیز از این داستان یاد گرفتم،البته خیلی خیلی بعد تر از این موضوع بود.اصطلاحاتی مانند”زمانی که شما وارد استارت آپ شوید، هیچوقت از آن بر نمی گردید”  به یک دلیل ساده ای بسیار مضحک می باشد:هر کسی متفاوت است.استارت آپ هایی که در مراحل اولیه هستند نه در تخصص من بود نه در تخصص موسس آن شرکت.برای همین همواره با احتیاط از استارت آپ هایی که مرتبط با انگیزه های نامشخص و علایق شخصی می باشد استفاده کنید.آنها هرگز تمام نمی شوند مگر اینکه شکست بخورند.

استیو توبک مشاور در زمینه مدیریت، مدیر ارشد سابق،و نویسنده رهبران واقعی پیروی نمی کنند: فوق العاده بودن در دوران کار آفرینی (مطبوعات کارآفرینی، اکتبر ۲۰۱۵) است. وی مشاور Silicon Valley-based Invisor و در وبلاگی به آدرس stevetobak.com نیز فعالیت می کند.

 

منبع : Entrepreneur.com


488 views


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: